خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به مناسبت عید، زیبایی معشوق و احساسات خود را توصیف می‌کند. او از عشق، فراق و رنج‌های دلش سخن می‌گوید و با تصاویر شاعرانه مانند ماه نو، ابروی معشوق و ناله‌های شبانه، احساساتش را بیان می‌کند.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات شاعرانه نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۹۴ - عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس

عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس
گوشه ابرو نمودی، ماه ما اینست و بس ۱

هست فردا عید و هر کس ماه نو دارد هوس
عید ما روی تو و ماه نو ابروی تو بس ۲

میروی خندان و میگویی: مبارک باد عید!
همچو عید ما مبارک نیست عید هیچ کس ۳

در غمت، گر جان بدشواری دهم، معذور دار
زانکه دل تنگست و آسان بر نمی آید نفس ۴

یار رفت، ای دل، چه سود از ناله شبگیر تو؟
صاحب محمل فراغت دارد از بانگ جرس ۵

ناله میکردم، سگ کویش بفریادم رسید
من سگ کویی کز آنجا آید این فریاد رس ۶

پیش رخسار تو دل در سینه دارد اضطراب
همچو آن مرغی، که باشد موسم گل در قفس ۷

گر دل و جان هلالی ز آتش غم سوخت سوخت
بر سر کوی تو گو: هرگز مباش این خار و خس ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۳ - عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵ - کار من از جمله عالم همین عشقست و بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.