خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و اندوه ناشی از جدایی و بیتوجهی معشوق سخن میگوید. شاعر از گذر عمر و بیخبری معشوق از حالش گلایه دارد، به دیدار کوتاهی اشاره میکند که سالها از آن گذشته ولی هنوز تحت تأثیر آن است. همچنین از توجه معشوق به رقیب و بیاعتنایی به خودش شکایت میکند و در پایان، از پشیمانی و حسرت گذشته میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند حسرت و پشیمانی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۹۳ - عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز
عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز
وه! چه عمرست این؟ که حال ما نمیدانی هنوز ۱
یک نظر دیدیم دیدارت وزان عمری گذشت
دیدها بر هم نمی آید ز حیرانی هنوز ۲
چیست چندین التفات آشکارا با رقیب؟
جانب ما یک نظر نا کرده پنهانی هنوز ۳
در صف طاعت نشستم، روی دل سوی بتان
کافری صد بار بهتر زین مسلمانی هنوز ۴
پیش ازین، روزی، هلالی ترک خوبان کرده بود
میکند خود را ملامت از پشیمانی هنوز ۵
وه! چه عمرست این؟ که حال ما نمیدانی هنوز ۱
یک نظر دیدیم دیدارت وزان عمری گذشت
دیدها بر هم نمی آید ز حیرانی هنوز ۲
چیست چندین التفات آشکارا با رقیب؟
جانب ما یک نظر نا کرده پنهانی هنوز ۳
در صف طاعت نشستم، روی دل سوی بتان
کافری صد بار بهتر زین مسلمانی هنوز ۴
پیش ازین، روزی، هلالی ترک خوبان کرده بود
میکند خود را ملامت از پشیمانی هنوز ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۲ - برخیز طبیبا، که دل آزرده ام امروز
گوهر بعدی:غزل ۱۹۴ - عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.