خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و رنجهای روحی خود میگوید. او با تصاویری مانند برگ زرد خزان، گل پژمرده و دامان رنگین از خون، غم و اندوه خود را بیان میکند و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. همچنین، او از جفای فلک و تیرهای جفا شکایت دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'دامان رنگین از خون' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۹۲ - برخیز طبیبا، که دل آزرده ام امروز
برخیز طبیبا، که دل آزرده ام امروز
بگذار مرا، کز غم او مرده ام امروز ۱
چون برگ خزان چهره من زرد شد از غم
کو آن گل سیراب؟ که پژمرده ام امروز ۲
چون گوشه دامان من از خون شده رنگین
هر گوشه که دامان خود افشرده ام امروز ۳
امروز مرا چون فلک آورد بافغان
من نیز فغان را بفلک برده ام امروز ۴
ای قبله مقصود، ز من روی مگردان
کز هر دو جهان رو بتو آورده ام امروز ۵
بگذار، هلالی، که بصد درد بنالم
کز جور فلک تیر جفا خورده ام امروز ۶
بگذار مرا، کز غم او مرده ام امروز ۱
چون برگ خزان چهره من زرد شد از غم
کو آن گل سیراب؟ که پژمرده ام امروز ۲
چون گوشه دامان من از خون شده رنگین
هر گوشه که دامان خود افشرده ام امروز ۳
امروز مرا چون فلک آورد بافغان
من نیز فغان را بفلک برده ام امروز ۴
ای قبله مقصود، ز من روی مگردان
کز هر دو جهان رو بتو آورده ام امروز ۵
بگذار، هلالی، که بصد درد بنالم
کز جور فلک تیر جفا خورده ام امروز ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۱ - از آن چه سود که نوروز شد جهان افروز؟
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳ - عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.