خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلسوزی خود میگوید و از بیمهری معشوق شکایت میکند. او آرزو میکند که کاغذ از طلا ساخته شود تا سخنان عاشقانهاش را بر آن بنویسد و همچنین از زیبایی و جمال معشوق سخن میگوید. متن پر از استعارههای شعری و احساسات عمیق عاشقانه است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند دلسوزی و بیمهری معشوق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۷۶ - می نویسم سخن از آتش دل بر کاغذ
می نویسم سخن از آتش دل بر کاغذ
جای آنست اگر شعله زند در کاغذ ۱
چون قلم سوختی از آتش دل نامه من
اگر از آب دو چشمم نشدی تر کاغذ ۲
سخن لعل تو خواهیم که در زر گیریم
کاش سازند دگر از ورق زر کاغذ ۳
خط مشکین ورق روی ترا زیبد و بس
قابل آیت رحمت نبود هر کاغذ ۴
شرح بی مهری آن ماه بپایان نرسد
فی المثل گر شود افلاک سراسر کاغذ ۵
مردم از غم که: چرا نامه نوشتی برقیب؟
نشدی، کاش! درین شهر میسر کاغذ ۶
تا هلالی صفت ماه جمال تو نوشت
گشت، چون صفحه خورشید، منور کاغذ ۷
جای آنست اگر شعله زند در کاغذ ۱
چون قلم سوختی از آتش دل نامه من
اگر از آب دو چشمم نشدی تر کاغذ ۲
سخن لعل تو خواهیم که در زر گیریم
کاش سازند دگر از ورق زر کاغذ ۳
خط مشکین ورق روی ترا زیبد و بس
قابل آیت رحمت نبود هر کاغذ ۴
شرح بی مهری آن ماه بپایان نرسد
فی المثل گر شود افلاک سراسر کاغذ ۵
مردم از غم که: چرا نامه نوشتی برقیب؟
نشدی، کاش! درین شهر میسر کاغذ ۶
تا هلالی صفت ماه جمال تو نوشت
گشت، چون صفحه خورشید، منور کاغذ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۵ - دوستان، امشب دوای درد محزونم کنید
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷ - غم نیست، گر ز داغ تو می سوزدم جگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.