خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و اندوه خود میگوید و از دوستان میخواهد با خواندن افسانه و افسون، او را تسلی دهند. او به دیوانگی و جنون اشاره میکند و از عشق و فراق معشوق مینالد. تصاویری مانند اشکهای خونین، قد موزون معشوق، و حالت دلشکستهاش را به تصویر میکشد و آرزوی رسیدن به معشوق را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است و ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای نوجوانان جوان دشوار باشد.
غزل ۱۷۵ - دوستان، امشب دوای درد محزونم کنید
دوستان، امشب دوای درد محزونم کنید
بر سرم افسانه ای خوانید و افسونم کنید ۱
نیست اندوه مرا با درد مجنون نسبتی
می شوم دیوانه گر نسبت بمجنونم کنید ۲
لاله گون شد خرقه صد چاکم از خوناب اشک
شرح این صورت بشوخ جامه گلگونم کنید ۳
شهسوار من بصحرا رفته و من مانده ام
زین گناه از شهر می خواهم که بیرونم کنید ۴
وصف قدش را بمیزان خرد سنجیده ام
آفرین بر اعتدال طبع موزونم کنید ۵
چشم پر خونم ببینید و مپرسید از دلم
حالت دل را قیاس از چشم پر خونم کنید ۶
چون هلالی، دوش بر خاک درش جا کرده ام
شاید ار امروز جا بر اوج گردونم کنید ۷
بر سرم افسانه ای خوانید و افسونم کنید ۱
نیست اندوه مرا با درد مجنون نسبتی
می شوم دیوانه گر نسبت بمجنونم کنید ۲
لاله گون شد خرقه صد چاکم از خوناب اشک
شرح این صورت بشوخ جامه گلگونم کنید ۳
شهسوار من بصحرا رفته و من مانده ام
زین گناه از شهر می خواهم که بیرونم کنید ۴
وصف قدش را بمیزان خرد سنجیده ام
آفرین بر اعتدال طبع موزونم کنید ۵
چشم پر خونم ببینید و مپرسید از دلم
حالت دل را قیاس از چشم پر خونم کنید ۶
چون هلالی، دوش بر خاک درش جا کرده ام
شاید ار امروز جا بر اوج گردونم کنید ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۴ - من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶ - می نویسم سخن از آتش دل بر کاغذ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.