خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از درد فراق و عشق نافرجام می‌نالد و زیبایی‌های معشوق را توصیف می‌کند. تصاویر شاعرانه‌ای مانند کوه غم، سیلاب سرشک، تیر عشق و سبزه خط معشوق به کار رفته‌اند.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن‌ها برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۶۲ - دم آخر، که مرا عمر به سر می آید

دم آخر، که مرا عمر به سر می آید
گر تو آیی به سرم، عمر دگر می آید ۱

گر نگریم، جگر از درد تو خون می بندد
ور بگریم، ز درون خون جگر می آید ۲

منم آن کوه غم و درد، که سیلاب سرشک
هر دم از دامن من تا به کمر می آید ۳

چون کنم از تو فراموش؟ که روزی صد بار
جلوه حسن تو در پیش نظر می آید ۴

در قفای سپر سینه به جانست دلم
که چرا تیر تو اول به سپر می آید؟ ۵

سبزه نو رسته بود خوب ولی خوب‌ترست
سبزه خط تو، هر چند که بر می آید ۶

شب ز فریاد هلالی سگت افغان برداشت
کین چه غوغاست که شب تا به سحر می آید؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۱ - غمی، کز درد عشقت، بر دل ناشاد می آید
گوهر بعدی:غزل ۱۶۳ - مه من با رقیبان جفا اندیش می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.