خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر به توصیف زیبایی‌های معشوق و احساسات خود نسبت به او می‌پردازد. او از موهای سیاه معشوق، صورت زیبایش، قامت بلندش، و سایر ویژگی‌های فیزیکی او با تعابیر شاعرانه و اغراق‌آمیز یاد می‌کند. همچنین، شاعر از درد هجران و فراق معشوق می‌نالد و از احساسات شدید خود در این رابطه سخن می‌گوید.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۵۴ - ماه من، زلف شب قدرست و رویت روز عید

ماه من، زلف شب قدرست و رویت روز عید
در سر ماهی شب و روزی به این خوبی که دید؟ ۱

سرو من برخاست، از قدش قیامت شد پدید
غیر آن قامت، که من دیدم، قیامت را که دید؟ ۲

آن زنخدان را، که پر کردند ز آب زندگی
بر کفم نه، کز کمال نازکی خواهد چکید ۳

چون در آغوشت گرفتم قالب من جان گرفت
غالبا جان آفرین جسم تو از جان آفرید ۴

چون کف پایت نهادی بر دلم آرام یافت
دست ازو گر باز داری، همچنان خواهد تپید ۵

چونکه بگذشتی تو اشک من روان شد از پی‌ات
عزم پابوس تو دارد، هر کجا خواهد رسید ۶

میکشم بار غم از هجران و این کوه بلاست
من ندانم کین بلا را تا یکی خواهم کشید؟ ۷

وه! چه پیش آمد، هلالی، کان غزال مشک‌بوی
ناگهان از من رمید و با رقیبان آرمید؟ ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۳ - هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد
گوهر بعدی:غزل ۱۵۵ - جز بندگیم کاری از دست نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.