خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر تسلیم و بندگی در برابر معشوق (چه الهی و چه زمینی) است. شاعر از عشق، وفا، گذرایی زیباییهای دنیوی و رنجهای عشق سخن میگوید و در نهایت به ناپایداری امور دنیا اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک ظرافتهای معنایی داشته باشد.
غزل ۱۵۵ - جز بندگیم کاری از دست نمی آید
جز بندگیم کاری از دست نمی آید
من بنده فرمانم، تا دوست چه فرماید؟ ۱
تو عمر من و وصلت آسایش عمر من
یارب! که رقیب تو از عمر نیاساید ۲
ای گل، تو به حسن خود مغرور مشو چندین
کین خوبی ده روزه بسیار نمی پاید ۳
تا چند جفاگاری، شوخی و دل افگاری؟
جایی که وفا باشد اینها به چه کار آید؟ ۴
در عشق هلالی را انکار کنند اما
این کار چو پیش آید افکار نمی شاید ۵
من بنده فرمانم، تا دوست چه فرماید؟ ۱
تو عمر من و وصلت آسایش عمر من
یارب! که رقیب تو از عمر نیاساید ۲
ای گل، تو به حسن خود مغرور مشو چندین
کین خوبی ده روزه بسیار نمی پاید ۳
تا چند جفاگاری، شوخی و دل افگاری؟
جایی که وفا باشد اینها به چه کار آید؟ ۴
در عشق هلالی را انکار کنند اما
این کار چو پیش آید افکار نمی شاید ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۴ - ماه من، زلف شب قدرست و رویت روز عید
گوهر بعدی:غزل ۱۵۶ - زان پیشتر که جانان ناگه ز در درآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.