خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید. شاعر از نگاههای گذرای معشوق و بیتوجهیهای او شکایت دارد، اما با این وجود، اسیر عشق اوست و حاضر به ترک این رابطه نیست. در ابیات پایانی، شاعر به گناه و هوس اشاره میکند و بیان میکند که انسان نمیتواند در برابر برخی وسوسهها مقاومت کند.
متن شامل مفاهیم عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به گناه و هوس ممکن است نیاز به درک بالاتری از عواطف انسانی داشته باشد.
غزل ۱۴۱ - هرگز آن شوخ به ما غیر نگاهی نکند
هرگز آن شوخ به ما غیر نگاهی نکند
آن هم از ناز کند گاهی و گاهی نکند ۱
می روم بر سر راهش به امید نظری
آه! اگر بگذرد آن شوخ و نگاهی نکند ۲
این همه ناله، که من می کنم از درد فراق
هیچ ماتم زده خانه سیاهی نکند ۳
حاصل عشق همین بس که: اسیر غم او
دل به مالی ندهد، میل به جاهی نکند ۴
زاهدا، گر هوس باده و شاهد گنهست
بنده هرگز نتواند که گناهی نکند ۵
سوی هر کس که بدین شکل و شمایل گذری
کی تواند که ترا بیند و آهی نکند؟ ۶
چون هلالی شرفی یافتم از بندگیت
کس چرا بندگی همچو تو شاهی نکند؟ ۷
آن هم از ناز کند گاهی و گاهی نکند ۱
می روم بر سر راهش به امید نظری
آه! اگر بگذرد آن شوخ و نگاهی نکند ۲
این همه ناله، که من می کنم از درد فراق
هیچ ماتم زده خانه سیاهی نکند ۳
حاصل عشق همین بس که: اسیر غم او
دل به مالی ندهد، میل به جاهی نکند ۴
زاهدا، گر هوس باده و شاهد گنهست
بنده هرگز نتواند که گناهی نکند ۵
سوی هر کس که بدین شکل و شمایل گذری
کی تواند که ترا بیند و آهی نکند؟ ۶
چون هلالی شرفی یافتم از بندگیت
کس چرا بندگی همچو تو شاهی نکند؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۰ - چو ترک من هوس مجلس شراب کند
گوهر بعدی:غزل ۱۴۲ - گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.