خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین درباره درد هجران و عشق نافرجام است. شاعر از عشق به معشوقی میگوید که دلهای بسیاری را میسوزاند و جهان را به آشوب میکشد. او از حسرت دیدار معشوق، اضطراب دل و رویای دیدارش سخن میگوید و آرزو میکند که حتی سایهای از معشوق به او برسد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، احساسات شدید و درد هجران است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و ادبی شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد.
غزل ۱۴۰ - چو ترک من هوس مجلس شراب کند
چو ترک من هوس مجلس شراب کند
هزار عاشق دل خسته را کباب کند ۱
خراب چون نشوم از کرشمهای کسی
که در کرشمه اول جهان خراب کند؟ ۲
شدم ز حسرت او در نقاب خاک و هنوز
به خاک من چو رسد روی در نقاب کند ۳
چه طالعست که ناگاه بر سرم روزی
اگر فرشته رحمت رسد عذاب کند؟ ۴
تپیدن دل من روز هجر دانی چیست؟
برای دیدن روی تو اضطراب کند ۵
ز خواب چشم گشایی و فتنه انگیزی
تو آفتی، نگذاری که فتنه خواب کند ۶
نمود وعده دیدار و دیدمش در خواب
نگویمش، که مبادا به آن حساب کند ۷
چو سایه روی هلالی به خاک یکسان باد
اگر ز سایه تو رو به آفتاب کند ۸
هزار عاشق دل خسته را کباب کند ۱
خراب چون نشوم از کرشمهای کسی
که در کرشمه اول جهان خراب کند؟ ۲
شدم ز حسرت او در نقاب خاک و هنوز
به خاک من چو رسد روی در نقاب کند ۳
چه طالعست که ناگاه بر سرم روزی
اگر فرشته رحمت رسد عذاب کند؟ ۴
تپیدن دل من روز هجر دانی چیست؟
برای دیدن روی تو اضطراب کند ۵
ز خواب چشم گشایی و فتنه انگیزی
تو آفتی، نگذاری که فتنه خواب کند ۶
نمود وعده دیدار و دیدمش در خواب
نگویمش، که مبادا به آن حساب کند ۷
چو سایه روی هلالی به خاک یکسان باد
اگر ز سایه تو رو به آفتاب کند ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۹ - رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند؟
گوهر بعدی:غزل ۱۴۱ - هرگز آن شوخ به ما غیر نگاهی نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.