خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد دل، عشق، و امید به وصال معشوق سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند گذر زمان، رنجهای عشق، و امید به رهایی از غم وجود دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و گذر زمان نیاز به درک عمیقتری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۲۸ - دلم، پیش لبت، با جان شیرین در فغان آمد
دلم، پیش لبت، با جان شیرین در فغان آمد
خدا را، چاره دل کن، که این مسکین به جان آمد ۱
بیا، ای سرو، گلزار جوانی را غنیمت دان
که خواهد نوبهار حسن را روزی خزان آمد ۲
به بزم دیگران، دامن کشان، تا کی توان رفتن؟
به سوی عاشقان هم گاه گاهی میتوان آمد ۳
حیاتی یافتم از وعده قتلش، بحمدالله!
که ما را هر چه در دل بود او را بر زبان آمد ۴
سر زلفت ز بالا بر زمین افتاد و خوشحالم
که بهر خاکساران آیتی از آسمان آمد ۵
ملولم از غم دوران، سبک دوشی کن، ای ساقی
ببر این کوه محنت را، که بر دلها گران آمد ۶
کمند زلف لیلی میکشد از ذوق مجنون را
که از شهر عدم بیخود به صحرای جهان آمد ۷
به امیدی که در پای سگانت جان برافشاند
هلالی، نقد جان در آستین، بر آستان آمد ۸
خدا را، چاره دل کن، که این مسکین به جان آمد ۱
بیا، ای سرو، گلزار جوانی را غنیمت دان
که خواهد نوبهار حسن را روزی خزان آمد ۲
به بزم دیگران، دامن کشان، تا کی توان رفتن؟
به سوی عاشقان هم گاه گاهی میتوان آمد ۳
حیاتی یافتم از وعده قتلش، بحمدالله!
که ما را هر چه در دل بود او را بر زبان آمد ۴
سر زلفت ز بالا بر زمین افتاد و خوشحالم
که بهر خاکساران آیتی از آسمان آمد ۵
ملولم از غم دوران، سبک دوشی کن، ای ساقی
ببر این کوه محنت را، که بر دلها گران آمد ۶
کمند زلف لیلی میکشد از ذوق مجنون را
که از شهر عدم بیخود به صحرای جهان آمد ۷
به امیدی که در پای سگانت جان برافشاند
هلالی، نقد جان در آستین، بر آستان آمد ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۷ - روز هجران تو، یارب! ز کجا پیش آمد؟
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹ - نگسلد رشته جان من از آن سرو بلند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.