خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد هجران و فراق مینالد و از روزهای سخت و ناگواری که بر او گذشته است شکایت میکند. او از بلاها و رنجهایی که تحمل کرده سخن میگوید و احساس میکند درد او از درد دیگران بیشتر است. شب هجران برای او بسیار سیاه و دشوار است.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و توصیفهای دردناک از فراق و اندوه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۲۷ - روز هجران تو، یارب! ز کجا پیش آمد؟
روز هجران تو، یارب! ز کجا پیش آمد؟
این چه روزیست که پیش من درویش آمد؟ ۱
آن بلایی که ز اندیشه آن میمردم
عاقبت پیش من عاقبت اندیش آمد ۲
با قد همچو خدنگ از دل من بیرون آی
که مرا تیر بلا بر جگر ریش آمد ۳
چشم بر هم مزن و هر طرف از ناز مبین
که به ریش دلم از هر مژه صد نیش آمد ۴
حال خود را چو به حال دگران سنجیدم
کمترین درد من از درد همه بیش آمد ۵
روز بگذشت، هلالی، شب هجران برسید
وه! چه روز سیهست این که مرا پیش آمد! ۶
این چه روزیست که پیش من درویش آمد؟ ۱
آن بلایی که ز اندیشه آن میمردم
عاقبت پیش من عاقبت اندیش آمد ۲
با قد همچو خدنگ از دل من بیرون آی
که مرا تیر بلا بر جگر ریش آمد ۳
چشم بر هم مزن و هر طرف از ناز مبین
که به ریش دلم از هر مژه صد نیش آمد ۴
حال خود را چو به حال دگران سنجیدم
کمترین درد من از درد همه بیش آمد ۵
روز بگذشت، هلالی، شب هجران برسید
وه! چه روز سیهست این که مرا پیش آمد! ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۶ - آه و صد آه! که آن مه ز سفر دیر آمد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸ - دلم، پیش لبت، با جان شیرین در فغان آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.