خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات شاعر در مورد هجران، عشق و انتظار است. شاعر از دوری معشوق و سیاهی روزهای خود می‌نالد و آرزو می‌کند که معشوق به سویش بازگردد. همچنین، او از بی‌عدالتی و ظلم در عشق شکایت می‌کند و صبر را توصیه می‌کند. در نهایت، شاعر به امید دیدار معشوق و رهایی از این دردهاست.

متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به ظلم و بی‌عدالتی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۰۳ - ماه شهر آشوب من، هر گه به راهی بگذرد

ماه شهر آشوب من، هر گه به راهی بگذرد
شهر پر غوغا شود، چونان که ماهی بگذرد ۱

روزم از هجران سیه شد، آفتاب من کجاست؟
تا به سویم در چنین روز سیاهی بگذرد ۲

چون به ره می بینمش، بی خود تظلم می کنم
همچو مظلومی که بر وی پادشاهی بگذرد ۳

ای که در عشق بتان لاف صبوری می زنی
صبر کن، تا زین حکایت چند گاهی بگذرد ۴

نگذرد، گر سالها باشم به راهش منتظر
ور دمی غایب شوم، آن دم چو ماهی بگذرد ۵

با وجود آنکه آتش زد مرا در جان و دل
دل نمی خواهد که سویش دود آهی بگذرد ۶

ساقیا، لب تشنه مردم، کاش بر من بگذری
وه! چه باشد آب حیوان بر گیاهی بگذرد؟ ۷

در صف خوبان، تو در جولان و خلقی در فغان
همچو آن شاهی که با خیل و سپاهی بگذرد ۸

گفت: می خواهم که از پیش هلالی بگذرم
آه! گر ظلمی چنین بر بی گناهی بگذرد! ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۲ - روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟
گوهر بعدی:غزل ۱۰۴ - شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.