خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از عشق شدید و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را بیان میکند. او از تأثیر معشوق بر جهان، روز وصل، امید به دیدار، و درد فراق میگوید. همچنین، اشارهای به دلسوختگی و عشق بیپایان دارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند 'آتش سوزان' و 'تیغ کشیدن' نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارند.
غزل ۹۸ - گر ز رخسار تو یک لمعه بدریا افتد
گر ز رخسار تو یک لمعه به دریا افتد
آب آتش شود و شعله به صحرا افتد ۱
بسکه از قد تو نالیم به آواز بلند
هر نفس غلغله در عالم بالا افتد ۲
روز وصلست، هم امروز فدای تو شوم
کار امروز نشاید که به فردا افتد ۳
دارم امید که چون تیغ کشی در دم قتل
هر کجا پای تو باشد سرم آنجا افتد ۴
رفتی از خانه به بازار به صد عشوه و ناز
آه ازین ناز! درین شهر چه غوغا افتد؟ ۵
آنکه انداخت درین آتش سوزان ما را
دل ما بود، که آتش به دل ما افتد ۶
دل مدهوش هلالی، که ز پا افتادست
کاش در جلوه گه آن بت رعنا افتد ۷
آب آتش شود و شعله به صحرا افتد ۱
بسکه از قد تو نالیم به آواز بلند
هر نفس غلغله در عالم بالا افتد ۲
روز وصلست، هم امروز فدای تو شوم
کار امروز نشاید که به فردا افتد ۳
دارم امید که چون تیغ کشی در دم قتل
هر کجا پای تو باشد سرم آنجا افتد ۴
رفتی از خانه به بازار به صد عشوه و ناز
آه ازین ناز! درین شهر چه غوغا افتد؟ ۵
آنکه انداخت درین آتش سوزان ما را
دل ما بود، که آتش به دل ما افتد ۶
دل مدهوش هلالی، که ز پا افتادست
کاش در جلوه گه آن بت رعنا افتد ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۷ - سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
گوهر بعدی:غزل ۹۹ - ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.