خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه یاد لب معشوق او را بیخود میکند، بهویژه زمانی که شراب مینوشد. همچنین از رنجهای عشق و هجران میگوید و از معشوق میخواهد که او را در عذاب هجران نیندازد.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است و همچنین اشارهای به مصرف شراب دارد که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد. درک کامل این متن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد.
غزل ۹۹ - ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
دلم ز بسکه تپد در من اضطراب افتد ۱
دلم به یاد لبت هر زمان شود بیخود
علی الخصوص زمانی که در شراب افتد ۲
تو چون شراب خوری با رقیب خنده زنان
ز خنده تو نمک در دل کباب افتد ۳
ز بهر جلوه چو خورشید من رود بر بام
به خانها همه از روزن آفتاب افتد ۴
مگو: به دوزخ هجر افگنم هلالی را
روا مدار که بیچاره در عذاب افتد ۵
دلم ز بسکه تپد در من اضطراب افتد ۱
دلم به یاد لبت هر زمان شود بیخود
علی الخصوص زمانی که در شراب افتد ۲
تو چون شراب خوری با رقیب خنده زنان
ز خنده تو نمک در دل کباب افتد ۳
ز بهر جلوه چو خورشید من رود بر بام
به خانها همه از روزن آفتاب افتد ۴
مگو: به دوزخ هجر افگنم هلالی را
روا مدار که بیچاره در عذاب افتد ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۸ - گر ز رخسار تو یک لمعه بدریا افتد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۰ - چو از داغ فراقت شعله حسرت به جان افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.