خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید. او سایه معشوق را برتر از نور عالم بالا میداند و بیان میکند که هر کس به عشق او گرفتار شود، نهایتاً تسلیم خواهد شد. شاعر آرزو میکند که معشوق نیز به او توجه کند و از درد فراق شکایت میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۹۷ - سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
به ز نوریست که از عالم بالا افتد ۱
هر کجا دیده بر آن قامت رعنا افتد
رَوَد از دست دل زار و همه جا افتد ۲
هر که در کوی تو روزی به هوس پای نهاد
عاقبت هم به سر کوی تو از پا افتد ۳
آنکه افتد سر ما در گذر او همه روز
کاش! روی گذر او به سر ما افتد ۴
افتد از گریه تن زار هلالی هر سو
همچو خاشاک ضعیفی که به دریا افتد ۵
به ز نوریست که از عالم بالا افتد ۱
هر کجا دیده بر آن قامت رعنا افتد
رَوَد از دست دل زار و همه جا افتد ۲
هر که در کوی تو روزی به هوس پای نهاد
عاقبت هم به سر کوی تو از پا افتد ۳
آنکه افتد سر ما در گذر او همه روز
کاش! روی گذر او به سر ما افتد ۴
افتد از گریه تن زار هلالی هر سو
همچو خاشاک ضعیفی که به دریا افتد ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۶ - کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد
گوهر بعدی:غزل ۹۸ - گر ز رخسار تو یک لمعه بدریا افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.