خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به بیان عشق و اشتیاق خود به معشوق می‌پردازد. او از دوری و بی‌توجهی معشوق شکایت دارد و از او می‌خواهد که کمی ترحم کند. شاعر با تصاویر زیبا و احساسی، مانند خاک کوی معشوق شدن و سجده کردن پیش ابروی او، عمق عشق و از خود گذشتگی خود را نشان می‌دهد.

متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'جگر پر درد و دل پر خون' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۸ - خدا را، تند سوی من مبین، چون بنگرم سویت

خدا را، تند سوی من مبین، چون بنگرم سویت
تغافل کن زمانی، تا ببینم یک زمان رویت ۱

ز خاک کوی من، گفتی: برو، یا خاک شو اینجا
چو آخر خاک خواهم شد من و خاک سر کویت ۲

تنم زارست و جان محزون، جگر پر درد و دل پر خون
ترحم کن، که دیگر نیست تاب تندی از خویت ۳

به صد تیغ ستم کشتی مرا، عذر تو چون خواهم؟
کرمها میکنی، صد آفرین بر دست و بازویت ۴

پس از عمری اگر یک لحظه پهلوی تو بنشینم
رقیب اندر میان آید، که دور افتم ز پهلویت ۵

میانت یکسر مویست و جان در اشتیاق او
بیا، ای جان مشتاقان فدای هر سر مویت ۶

هلالی را نگشتی، گر سجود از دیدنت مانع
سرش در سجده بودی، تا قیامت، پیش ابرویت ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۷ - چه غم گر در سرم شوریست از سودای گیسویت؟
گوهر بعدی:غزل ۸۹ - مرا به باده، نه باغ و بهار شد باعث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.