خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حاضر است فدای هر تار موی او شود. او از بندگی و عشق به معشوق می‌گوید و آرزو می‌کند که مانند مویی به گیسوی معشوق بپیوندد. شاعر همچنین از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و ترس خود را از آزار رسیدن به او بیان می‌کند.

این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'بخون ریز هلالی تیغ برداری' ممکن است نیاز به توضیح و تفسیر داشته باشد که برای سنین پایین مناسب نیست.

مشاهده کامل

غزل ۸۷ - چه غم گر در سرم شوریست از سودای گیسویت؟

چه غم گر در سرم شوریست از سودای گیسویت؟
سر صد همچو من بادا فدای هر سر مویت ۱

تن چون موی را خواهم به گیسوی تو پیوستن
بدین تقریب خود را خواهم افگندن به پهلویت ۲

به روی خوبت از روزی که خط بندگی دادم
ز غمهای جهان آزادم، ای من بنده رویت ۳

به دور لاله و گل چون به گلگشت چمن رفتی
خجل شد آن یک از رنگ تو و آن دیگر از بویت ۴

از آن رو بر سر کویت قدم کردم ز فرق سر
که میخواهم نگردد پایمال من سر کویت ۵

خدا را! چون به پایت سر نهم، رخ بر متاب از من
که میل سجده دارم پیش محراب دو ابرویت ۶

نترسم گر به خون ریز هلالی تیغ برداری
ولی ترسم که: آزاری رسد بر دست و بازویت ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۶ - اگر از آمدنم رنجه نگردد خویت
گوهر بعدی:غزل ۸۸ - خدا را، تند سوی من مبین، چون بنگرم سویت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.