خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر عشق و علاقه عمیق خود را به معشوق بیان می‌کند. او از دوری و نگاه کردن از دور شکایت دارد و آرزو می‌کند که بتواند همیشه در کنار معشوق باشد. شاعر از زیبایی‌های معشوق مانند ابرو و زلفش یاد می‌کند و از درد فراق می‌نالد.

متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۶ - اگر از آمدنم رنجه نگردد خویت

اگر از آمدنم رنجه نگردد خویت
هر دم از دیده قدم سازم و آیم سویت ۱

گر بدانم که توان بر سر کویت بودن
تا توانم نروم جای دگر از کویت ۲

سر من خاک رهت باد! که شاید روزی
بر سرم سایه کند سرو قد دلجویت ۳

یا مرا زار بکش، یا مرو از پیش نظر
که ز کشتن بترست این که نبینم رویت ۴

میکشم هر نفس از خط و ز زلفت آهی
آه! بنگر که: چها میکشم از هر مویت! ۵

بعد ازین لطف کن و در دل تنگم بنشین
تا نشستن نتواند دگری پهلویت ۶

ای به ابروی تو مایل همه کس چون مه عید
از هلالی چه عجب میل خم ابرویت؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۵ - نا دیده میکنی، چو فتد دیده بر منت
گوهر بعدی:غزل ۸۷ - چه غم گر در سرم شوریست از سودای گیسویت؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.