خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از دیدار و نادیده گرفتن معشوق سخن میگوید، از غم فراق و عشق بیپایان خود مینالد، و حتی در مرگ نیز آرزوی نزدیکی به معشوق را دارد. همچنین، اشاراتی به رقابت و دشمنی در عشق وجود دارد.
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و گاه غمگین است که درک کامل آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و دشمنی نیاز به درک بالاتری از احساسات و روابط انسانی دارد.
غزل ۸۵ - نا دیده میکنی، چو فتد دیده بر منت
نا دیده میکنی، چو فتد دیده بر منت
جانم فدای دیدن و نادیده کردنت ۱
فردا، که ریزه ریزه شود تن بزیر خاک
برخیزم و چو ذره درآیم ز روزنت ۲
با آنکه رفت روشنی چشمم از غمت
دارم هنوز دوست تر از چشم روشنت ۳
گر میکشی، نمیروم از صید گاه تو
دست منست و حلقه فتراک توسنت ۴
بر دامن تو باده گلگون چکیده است
یا خون ماست آنکه گرفتست دامنت؟ ۵
مستی و گردنی چو صراحی کشیده ای
خوش آنکه دست خویش در آرم بگردنت ۶
دیگر ترا چه باک، هلالی، ز دشمنان؟
کان ماه با تو دوست شد و مرد دشمنت ۷
جانم فدای دیدن و نادیده کردنت ۱
فردا، که ریزه ریزه شود تن بزیر خاک
برخیزم و چو ذره درآیم ز روزنت ۲
با آنکه رفت روشنی چشمم از غمت
دارم هنوز دوست تر از چشم روشنت ۳
گر میکشی، نمیروم از صید گاه تو
دست منست و حلقه فتراک توسنت ۴
بر دامن تو باده گلگون چکیده است
یا خون ماست آنکه گرفتست دامنت؟ ۵
مستی و گردنی چو صراحی کشیده ای
خوش آنکه دست خویش در آرم بگردنت ۶
دیگر ترا چه باک، هلالی، ز دشمنان؟
کان ماه با تو دوست شد و مرد دشمنت ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۴ - در کوی تو آمد به سرم سنگ ملامت
گوهر بعدی:غزل ۸۶ - اگر از آمدنم رنجه نگردد خویت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.