خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و وصال یار سخن می‌گوید و تأثیر آن را بر زندگی خود توصیف می‌کند. او باده و می‌نوشی را به عنوان عامل شادی و فراموشی دردها می‌ستاید و از جدایی و دوری از معشوق شکوه می‌کند. همچنین، از تأثیر طبیعت و زیبایی‌های آن در ایجاد شادی و لطافت روح سخن می‌گوید.

متن حاوی مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعاره‌هایی مانند باده و می‌نوشی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر مناسب نباشد. همچنین، درک عمیق‌تر از مضامین عاشقانه و فلسفی متن نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۸۹ - مرا به باده، نه باغ و بهار شد باعث

مرا به باده، نه باغ و بهار شد باعث
بهار و باغ چه باشد؟ که یار شد باعث ۱

رسیده بود گل، آن سرو هم به باغ آمد
بیار می، که یکی صد هزار شد باعث ۲

نبود ناله مرغ چمن ز جلوه گل
لطافت رخ آن گلعذار شد باعث ۳

اگر به میکده رفتیم عذر ما بپذیر
که باده خوردن ما را خمار شد باعث ۴

اگر ز کوی تو رفتیم اختیار نبود
فغان و ناله بی اختیار شد باعث ۵

گر از تو یک دو سه روزی جدا شدیم مرنج
که گردش فلک و روزگار شد باعث ۶

قرار در شکن زلف یار خواهم کرد
بدین قرار دل بیقرار شد باعث ۷

به مجلس تو هلالی کشید طعن رقیب
گل وصال تو بر زخم خار شد باعث ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۸ - خدا را، تند سوی من مبین، چون بنگرم سویت
گوهر بعدی:غزل ۹۰ - مشتاق درد را به مداوا چه احتیاج؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.