خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه از درد فراق و عشق ناکام سخن می‌گوید. شاعر از جدایی یار و گذر عمر با اندوه یاد می‌کند و بر این باور است که گذشتن از خیال معشوق ناممکن است. او از روزهای خوش گذشته افسوس می‌خورد و درد بی‌درمان خود را با زبان شعر بیان می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات حاوی اندوه و ناامیدی هستند که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۷۹ - دل چه باشد کز برای یار ازآن نتوان گذشت

دل چه باشد کز برای یار ازآن نتوان گذشت
یار اگر اینست، بالله می توان از جان گذشت ۱

از خیال آن قد رعنا گذشتن مشکلست
راست می گویم، بلی، از راستی نتوان گذشت ۲

جز به روز وصل عمر و زندگی حیفست حیف
حیف از آن عمری که بر من در شب هجران گذشت ۳

یار بگذشت، از همه خندان و از من خشم ناک
عمر بر من مشکل و بر دیگران آسان گذشت ۴

چون گذشت از دل خدنگش، گو: بیا، تیر اجل
هر چه آید بگذرد، چون هر چه آمد آن گذشت ۵

پیش ازین گر جام عشرت داشتم، حالا چه سود؟
از فلک دور دگر خواهم، که آن دوران گذشت ۶

خلق گویندم: هلالی، درد خود را چاره کن
کی توانم چاره ی دردی که از درمان گذشت؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۸ - در مجلس اگر او نظری با دگری داشت
گوهر بعدی:غزل ۸۰ - روز من شب شد و آن ماه به راهی نگذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.