خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و طبیعت سخن میگوید. او از درد دل، عشق، و اندوه خود میگوید و از عناصر طبیعت مانند لاله، سرو، و نرگس برای بیان احساساتش استفاده میکند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند گذر زمان و دوری از معشوق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و اندوه نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارد.
غزل ۷۸ - در مجلس اگر او نظری با دگری داشت
در مجلس اگر او نظری با دگری داشت
دانند حریفان که در آن هم نظری داشت ۱
هر لاله، که با داغ دل از خاک برآمد
دیدم که: ز سودای تو پر خون جگری داشت ۲
امروز سر زلف تو آشفته چرا بود؟
گویا ز پریشانی دل ها خبری داشت ۳
فریاد! که رفت از سرم آن سرو، که عمری
من خاک رهش بودم و بر من گذری داشت ۴
با جام و قدح عزم چمن کرد، چو نرگس
هر کس که درین روز به کف سیم و زری داشت ۵
زین مرحله آهنگ عدم کرد هلالی
مانند غریبی، که هوای سفری داشت ۶
دانند حریفان که در آن هم نظری داشت ۱
هر لاله، که با داغ دل از خاک برآمد
دیدم که: ز سودای تو پر خون جگری داشت ۲
امروز سر زلف تو آشفته چرا بود؟
گویا ز پریشانی دل ها خبری داشت ۳
فریاد! که رفت از سرم آن سرو، که عمری
من خاک رهش بودم و بر من گذری داشت ۴
با جام و قدح عزم چمن کرد، چو نرگس
هر کس که درین روز به کف سیم و زری داشت ۵
زین مرحله آهنگ عدم کرد هلالی
مانند غریبی، که هوای سفری داشت ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷ - دگرم بسته ی آن زلف سیه نتوان داشت
گوهر بعدی:غزل ۷۹ - دل چه باشد کز برای یار ازآن نتوان گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.