خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و اندوه عمیق شاعر نسبت به گذر زمان و فراق یار سخن میگوید. او از روزهای تاریک و طولانی عمر خود شکایت دارد و احساس میکند که با وجود گذشت سالها، زمان برایش توقف کرده است. شاعر از عشق نافرجام و نگاه بیاعتنای معشوق مینالد و رنج خود را با تصاویری مانند «روز سیه» و «لشکر اندوه» بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و تفکر دربارهی گذر زمان است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۰ - روز من شب شد و آن ماه به راهی نگذشت
روز من شب شد و آن ماه به راهی نگذشت
این چه عمریست که سالی شد و ماهی نگذشت؟ ۱
ذوق آن جلوه مرا کشت، که وی از سر ناز
آمد و گاه گذشت از من و گاهی نگذشت ۲
عمر بگذشت و همان روز سیه در پیشست
در همه عمر چنین روز سیاهی نگذشت ۳
قصه ی شهر دل و لشکر اندوه مپرس
که از آن عرصه به این ظلم سیاهی نگذشت ۴
نگذشت آن مه و زارست هلالی به رهش
حال درویش خرابست که شاهی نگذشت ۵
این چه عمریست که سالی شد و ماهی نگذشت؟ ۱
ذوق آن جلوه مرا کشت، که وی از سر ناز
آمد و گاه گذشت از من و گاهی نگذشت ۲
عمر بگذشت و همان روز سیه در پیشست
در همه عمر چنین روز سیاهی نگذشت ۳
قصه ی شهر دل و لشکر اندوه مپرس
که از آن عرصه به این ظلم سیاهی نگذشت ۴
نگذشت آن مه و زارست هلالی به رهش
حال درویش خرابست که شاهی نگذشت ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹ - دل چه باشد کز برای یار ازآن نتوان گذشت
گوهر بعدی:غزل ۸۱ - یا تمنای وصال تو مرا خواهد کشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.