خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، توصیفی زیبا از معشوق و احساسات شاعر نسبت به اوست. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند «آب حیات» و «خضر»، معشوق را به عنوان منبع زندگی و جاودانگی میستاید. همچنین، از درد عشق و بیوفایی معشوق شکوه میکند و رنج عاشق را به تصویر میکشد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «زهر» و «وفات» ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۴۴ - چیست پیراهن آن دلبر شیرین حرکات؟
چیست پیراهن آن دلبر شیرین حرکات؟
همچو سرچشمه خضرست و بدن آب حیات ۱
این چه قدست و چه رفتار و چه شیرین حرکات؟
گوییا موج زنان می گذرد آب حیات ۲
گر به یاد لب او زهر دهندم که: بنوش
تلخی زهر ز هر در دهدم ذوق نبات ۳
این چه ماهیست که در کلبه تاریک منست؟
آب حیوان نتوان یافت چنین در ظلمات ۴
بسکه از ناله دلم دوش قیامت می کرد
عرصه کوی ترا ساخت زمین عرصات ۵
چند گویی ز سر ناز که: جان ده به وفا؟
جان من، کار دگر نیست مرا غیر وفات ۶
رحم بر عاشق درویش ندارند بتان
وه! که در مذهب این سنگدلان نیست زکات! ۷
ماند بیچاره هلالی به کمند تو اسیر
این محالست که او را بود امکان نجات ۸
همچو سرچشمه خضرست و بدن آب حیات ۱
این چه قدست و چه رفتار و چه شیرین حرکات؟
گوییا موج زنان می گذرد آب حیات ۲
گر به یاد لب او زهر دهندم که: بنوش
تلخی زهر ز هر در دهدم ذوق نبات ۳
این چه ماهیست که در کلبه تاریک منست؟
آب حیوان نتوان یافت چنین در ظلمات ۴
بسکه از ناله دلم دوش قیامت می کرد
عرصه کوی ترا ساخت زمین عرصات ۵
چند گویی ز سر ناز که: جان ده به وفا؟
جان من، کار دگر نیست مرا غیر وفات ۶
رحم بر عاشق درویش ندارند بتان
وه! که در مذهب این سنگدلان نیست زکات! ۷
ماند بیچاره هلالی به کمند تو اسیر
این محالست که او را بود امکان نجات ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳ - ای سر زلف تو کمند حیات
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - وه! چه عمرست که در هجر تو بردم عاقبت؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.