خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، به زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق او بر عاشق میپردازد. شاعر از زلف معشوق به عنوان کمند حیات یاد میکند و عشق به او را سبب بیاعتنایی به جهان میداند. همچنین، از خط سبز لب معشوق به عنوان نماد زندگی و برتری آن بر شب قدر سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۳ - ای سر زلف تو کمند حیات
ای سر زلف تو کمند حیات
نیست ز قید تو امید نجات ۱
آب حیاتی تو و خط بر لبت
سبزه تر بر لب آب حیات ۲
شور من از خنده شیرین تست
ریش دلم را نمکست این نبات ۳
خاطر عاشق ز جهان فارغست
مست ندارد خبر از کاینات ۴
تازه براتیست خط سبز تو
به ز شب قدر بود این برات ۵
داد هلالی به وفای تو جان
جان دگر یافت ولی از وفات ۶
نیست ز قید تو امید نجات ۱
آب حیاتی تو و خط بر لبت
سبزه تر بر لب آب حیات ۲
شور من از خنده شیرین تست
ریش دلم را نمکست این نبات ۳
خاطر عاشق ز جهان فارغست
مست ندارد خبر از کاینات ۴
تازه براتیست خط سبز تو
به ز شب قدر بود این برات ۵
داد هلالی به وفای تو جان
جان دگر یافت ولی از وفات ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲ - ای شده خوی تو با من بتر از خوی رقیب
گوهر بعدی:غزل ۴۴ - چیست پیراهن آن دلبر شیرین حرکات؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.