خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن عاشقانه، با زبانی پراحساس و پرستش‌گونه، از معشوق خود می‌خواهد که به او توجه کند، او را به سوی خود بخواند و با لطف و محبتش، جان تازه‌ای به او ببخشد. شاعر خود را سگ معشوق می‌خواند و آرزو می‌کند که همراز و همدم او شود. او از زیبایی و جذبه‌ی معشوق سخن می‌گوید و از او می‌خواهد که با ناز و غمزه، او را کاملاً تسخیر کند.

متن دارای مضامین عاشقانه‌ی عمیق و استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های ادبی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند «سگت» یا «نیم کشته» ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا گمراه‌کننده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۹ - ای شهسوار حسن، سر افراز کن مرا

ای شهسوار حسن، سر افراز کن مرا
ای من سگت، بسوی خود آواز کن مرا ۱

تا با تو راز گویم و فارغ شوم دمی
بهر خدا، که همدم و همراز کن مرا ۲

لطف تو معجزیست، که بر مرده جان دهد
لطفی نما و زنده ز اعجاز کن مرا ۳

چون کاکل تو چند توان گشت بر سرت؟
تیغی بگیر و از سر خود باز کن مرا ۴

ساقی، هلاکم از هوس پای بوس تو
در پای خویش مست سرانداز کن مرا ۵

نازی بکن، که بی خبر افتم بخاک و خون
یعنی که: نیم کشته آن ناز کن مرا ۶

جانا، بغمزه سوی هلالی نظر فگن
وز جان هلاک غمزه غماز کن مرا ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸ - گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا
گوهر بعدی:غزل ۲۰ - زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.