خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و دیوانگی خود می‌گوید و بیان می‌کند که عقل و خرد در برابر عشق او کارایی ندارد. او از گریه‌های بی‌فایده و انتظار وصال معشوق سخن می‌گوید و از رنج‌های عشق شکوه می‌کند.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند دیوانگی و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۸ - گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا

گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا
بنده سلطان عشقم، تا چه فرماید مرا؟ ۱

بسکه کردم گریه پیش مردم و سودی نداشت
بعد ازین بر گریه خود خنده میآید مرا ۲

بسته زلف پریرویان شدن از عقل نیست
لیک من دیوانه ام، زنجیر میباید مرا ۳

وعده وصل توام داد اندکی تسکین دل
تا رخ خوبت نبینم دل نیاساید مرا ۴

وه! که خواهد شد، هلالی، خانه عمرم خراب
جان غم فرسوده چند از غم بفرساید مرا؟ ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷ - شوق درون بسوی دری می کشد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۹ - ای شهسوار حسن، سر افراز کن مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.