هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جهان را توصیف می‌کند. شاعر از نور چهره معشوق، ناتوانی خورشید در برابر آن، و اهمیت بهره‌گیری از جوانی و فرصت‌های زندگی سخن می‌گوید. همچنین، مفاهیمی مانند ادب، تواضع، و هشدار درباره گذرایی عمر نیز در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی این شعر برای درک و لذت بردن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی اشارات عاشقانه و فلسفی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

غزل ۱۱۰ - تا شمع جمال تو بر افروخت به مَجمَع

تا شمع جمال تو بر افروخت به مَجمَع
بنشست شعاع نظر شمع مشعشع ۱

خورشید ز رخسار تو در عین حجابست
تا باز شد از پرتو رخسار تو بُرقع ۲

واعظ فزع روز قیامت که بیان کرد
گر بخت جوان بادی و از عمر تمتع ۳

خاک در آنم که به روبند حواری
هِجرانُکَ ذا مِن فَزع الاَکبَرِ افزَع ۴

در ره به ادب باش وتواضع که به هر گام
خاک در او را به سر ریشه ی مقنع ۵

زاهد نفس سوختگان سرد نباشد
فرقیست به زیر پی و تاجیست مرصّع ۶

هان ابن حسام این دو نفس فرصت ایام
پرهیز که آتش نزنندت به مرقع ۷

برخور ز جوانی و تمتُّع طلب از عمر
در یاب و مکن تکیه برین عمر مودّع ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۹ - دل به ره باز نیامد به فسون وعّاظ
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱ - بی تو حرامست تماشای باغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.