خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناکامیها و رنجهای عاشقانه و اجتماعی خود میگوید. او از دوستان ناسازگار، دشمنان طعنهزن، و صوفیان ریاکار شکایت دارد و درد دل خود را با تصاویر شاعرانه بیان میکند. در نهایت، امید به وصال معشوق و آرامش در سایهی عشق را نشان میدهد.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتقادی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۰۳ - دلا چو شیوه ی رندی نمی رود از پیش
دلا چو شیوه ی رندی نمی رود از پیش
بجوی گنج سلامت ز کُنج خانه ی خویش ۱
چه شکوه ها که ندارم ز دست نوش لبان
که نوش می ندهند و همی زنندم نیش ۲
چو خار نیزه شد این دشمنان طعنه گذار
چو گل دو رویه شد این دوستان دشمن کیش ۳
به زیر خرقه چه زنّارها که پنهان است
فغان ز شیوه ی این صوفیان نا درویش ۴
جراحت دل ما گر نمی کنی مرهم
روا مدار فشاندن نمک مرا بر ریش ۵
طریق اگر به سیاهی است گر به آب حیات
خیال زلف و لبت می روند پیشاپیش ۶
تصوری که به وصل تو دارد ابن حسام
برون نمی رودش زین دل محال اندیش ۷
بجوی گنج سلامت ز کُنج خانه ی خویش ۱
چه شکوه ها که ندارم ز دست نوش لبان
که نوش می ندهند و همی زنندم نیش ۲
چو خار نیزه شد این دشمنان طعنه گذار
چو گل دو رویه شد این دوستان دشمن کیش ۳
به زیر خرقه چه زنّارها که پنهان است
فغان ز شیوه ی این صوفیان نا درویش ۴
جراحت دل ما گر نمی کنی مرهم
روا مدار فشاندن نمک مرا بر ریش ۵
طریق اگر به سیاهی است گر به آب حیات
خیال زلف و لبت می روند پیشاپیش ۶
تصوری که به وصل تو دارد ابن حسام
برون نمی رودش زین دل محال اندیش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۲ - مرا به قبله ی روی خود آشنایی بخش
گوهر بعدی:غزل ۱۰۴ - نگاری دلبری دارم چو زلف خود ز من سرکش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.