خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، از معشوق خود میخواهد که او را به سوی خود جذب کند و از هر چه غیر اوست دورش سازد. او از عشق معشوق سخن میگوید و از تاریکیهای زندگی خود به نور وجود معشوق پناه میبرد. شاعر همچنین به فقر و بینوایی خود اشاره میکند و از معشوق میخواهد که گنج فقر را به او عطا کند.
این متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۰۲ - مرا به قبله ی روی خود آشنایی بخش
مرا به قبله ی روی خود آشنایی بخش
زهر چه غیر تو باشد مرا جدایی بخش ۱
هوای عشق تو بر سر زد این هوایی را
هوای های هویّت بدین هوایی بخش ۲
ز ظلمت شب یلدای زلف خویش مرا
به نور طلعت رخشنده روشنایی بخش ۳
اگر مراد تو حاصل به بی نوایی ماست
ز گنج فقر مرا گنج بی نوایی بخش ۴
متاع کاسد ابن حسام کان سخن است
به آب تربیتش رونق روایی بخش ۵
زهر چه غیر تو باشد مرا جدایی بخش ۱
هوای عشق تو بر سر زد این هوایی را
هوای های هویّت بدین هوایی بخش ۲
ز ظلمت شب یلدای زلف خویش مرا
به نور طلعت رخشنده روشنایی بخش ۳
اگر مراد تو حاصل به بی نوایی ماست
ز گنج فقر مرا گنج بی نوایی بخش ۴
متاع کاسد ابن حسام کان سخن است
به آب تربیتش رونق روایی بخش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱ - بیا که مجلس انس است و دلستان جان بخش
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳ - دلا چو شیوه ی رندی نمی رود از پیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.