خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، از عشق و دلبستگی به معشوق و همچنین انتقاد از زاهد خودبین سخن میگوید. شاعر از زیبایی و ناز معشوق، عشق بیحد به او، و بیاعتنایی معشوق میسراید. در بخشی نیز به عیبجویی زاهد اشاره شده و از رندان و قلندران دفاع میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات انتقادی و فلسفی موجود در متن نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارد.
غزل ۱۰۴ - نگاری دلبری دارم چو زلف خود ز من سرکش
نگاری دلبری دارم چو زلف خود ز من سرکش
به جان قربان شدم او را نمیگیرد دلم ترکش ۱
ز حد بگذشت مشتاقی به جام باده ی باقی
لبالب کن قدح ساقی به یاد لعل او درکش ۲
بر آن سرو سیم اندام اگر در بر کشی روزی
نه قد سرو دلجو جو و نه ناز صنوبر کش ۳
گر آن آیینه روی از روی مهرت روی بنماید
نه روی ملک دارا بین و نه حکم سکندر کش ۴
برو ای زاهد خودبین مه دایم عیب می بینی
قلم در حرف رندان پریشان قلندر کش ۵
بزن چرخی و زین چنبر برون نه پای همت را
کزین بیرون بنه پای و قلم در چرخ و چنبر کش ۶
ترا ابن حسام اول چو در کوی نکونامی
نشد ممکن گذر کردن به بدنامی علم در کش ۷
به جان قربان شدم او را نمیگیرد دلم ترکش ۱
ز حد بگذشت مشتاقی به جام باده ی باقی
لبالب کن قدح ساقی به یاد لعل او درکش ۲
بر آن سرو سیم اندام اگر در بر کشی روزی
نه قد سرو دلجو جو و نه ناز صنوبر کش ۳
گر آن آیینه روی از روی مهرت روی بنماید
نه روی ملک دارا بین و نه حکم سکندر کش ۴
برو ای زاهد خودبین مه دایم عیب می بینی
قلم در حرف رندان پریشان قلندر کش ۵
بزن چرخی و زین چنبر برون نه پای همت را
کزین بیرون بنه پای و قلم در چرخ و چنبر کش ۶
ترا ابن حسام اول چو در کوی نکونامی
نشد ممکن گذر کردن به بدنامی علم در کش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۳ - دلا چو شیوه ی رندی نمی رود از پیش
گوهر بعدی:غزل ۱۰۵ - ای کرده همچو نرگس خوشخواب خواب خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.