خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که معشوق از جاذبه و تأثیرگذاری خود بر دیگران بیخبر است. او از توصیف زیباییهای معشوق مانند ابرو، هلال، سنبله و... استفاده میکند و تأکید میکند که معشوق از تأثیر عمیق خود بر شاعر و دیگران آگاه نیست.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹۹۴ - خیالی کرده ام وین از خیال خود نمی دانی
خیالی کرده ام وین از خیال خود نمی دانی
ز ابرو پرس اگر جور هلال خود نمی دانی ۱
نهادی سنبله بر مشتری و می کشی خلقی
منت آگه کنم گر تو وبال خود نمی دانی ۲
ز جولان سمندت دور بادا چشم بد گرچه
صف موران مسکین پایمال خود نمی دانی ۳
مه دو هفته می خوانی رخ خود را و من چون مه
همی کاهم که در خوبی کمال خود نمی دانی ۴
مگو ای شاخ خلق از دیدنم بهر چه می میرند
تو یعنی از بلای زلف و خال خود نمی دانی ۵
دمی با مردم دیده نشستی پس دم دیگر
اگر زین هم نشینی بد ملال خود نمی دانی ۶
بخواهد رفت ناگه جان . . . خود درین خسرو
که حالی در چنین نظاره حال خود نمی دانی ۷
ز ابرو پرس اگر جور هلال خود نمی دانی ۱
نهادی سنبله بر مشتری و می کشی خلقی
منت آگه کنم گر تو وبال خود نمی دانی ۲
ز جولان سمندت دور بادا چشم بد گرچه
صف موران مسکین پایمال خود نمی دانی ۳
مه دو هفته می خوانی رخ خود را و من چون مه
همی کاهم که در خوبی کمال خود نمی دانی ۴
مگو ای شاخ خلق از دیدنم بهر چه می میرند
تو یعنی از بلای زلف و خال خود نمی دانی ۵
دمی با مردم دیده نشستی پس دم دیگر
اگر زین هم نشینی بد ملال خود نمی دانی ۶
بخواهد رفت ناگه جان . . . خود درین خسرو
که حالی در چنین نظاره حال خود نمی دانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹۳ - جهانی به خواب خوشست و من از غم به بیداری
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹۵ - گر تو یک ناوک از آن چشم سیه بستانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.