خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و تنهایی خود میگوید در حالی که دیگران در آرامش به سر میبرند. او از نالههای شبانه و درد دل خود سخن میگوید و آرزوی یاری و مرهمی برای زخمهایش دارد. همچنین، از جفا و رنجش از معشوق مینالد و از جلوهگریهای او سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۹۹۳ - جهانی به خواب خوشست و من از غم به بیداری
جهانی به خواب خوشست و من از غم به بیداری
خورد هر کس آب خوش دل من به خونخواری ۱
شب از غم بود صد سالم همه شب ز غم ناله
نباشد چنین حالم گرم دل کند یاری ۲
گو کنم چو کم کاری هوای چون تو یاری
جفا کن کنون باری که میرم به دشواری ۳
زدی غمزه و هر دم نمایی رخ و لب هم
چه بخشی کنون مرهم که زخمی زدی کاری ۴
چو بر کنگرش جو جو ترا جلوه باید نو
رگ جانم ببرد خسرو کمندت به دست آری ۵
خورد هر کس آب خوش دل من به خونخواری ۱
شب از غم بود صد سالم همه شب ز غم ناله
نباشد چنین حالم گرم دل کند یاری ۲
گو کنم چو کم کاری هوای چون تو یاری
جفا کن کنون باری که میرم به دشواری ۳
زدی غمزه و هر دم نمایی رخ و لب هم
چه بخشی کنون مرهم که زخمی زدی کاری ۴
چو بر کنگرش جو جو ترا جلوه باید نو
رگ جانم ببرد خسرو کمندت به دست آری ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹۲ - ترک من خونابه من بین و دست از من بشوی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹۴ - خیالی کرده ام وین از خیال خود نمی دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.