خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، جدایی، رنج و مرگ سخن میگوید. شاعر از معشوق میخواهد که او را رها کند و از گناهان پاک شود. همچنین، به موضوعاتی مانند غم، کشتگان، تهمت و ریا اشاره میکند. در پایان، شاعر به پادشاه خطاب میکند و از او میخواهد که از ریا دوری کند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند مرگ و انتقادهای اجتماعی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۹۲ - ترک من خونابه من بین و دست از من بشوی
ترک من خونابه من بین و دست از من بشوی
ترک ترکی گیر و دل را هم ز مرد و زن بشوی ۱
یک نظر می خواهم از چشمت درین خواب اجل
یک ره از خواب جوانی نرگس پرفن بشوی ۲
دشمن اندر گریه جان منست ای دوست خیز
دوستان کشته را از گریه دشمن بشوی ۳
تیغ مژگان گر چه با چندان کشش آلوده نیست
گریه کن بر کشتگان وان تیغ مردافکن بشوی ۴
نیم کشت غمزه کردی نیم خوردی در شراب
تهمت جان بهانه جوی را زین تن بشوی ۵
خسروا از دل بسی رفتی تو خاک میکده
چند لاف زهد بازی تری از دامن بشوی ۶
ترک ترکی گیر و دل را هم ز مرد و زن بشوی ۱
یک نظر می خواهم از چشمت درین خواب اجل
یک ره از خواب جوانی نرگس پرفن بشوی ۲
دشمن اندر گریه جان منست ای دوست خیز
دوستان کشته را از گریه دشمن بشوی ۳
تیغ مژگان گر چه با چندان کشش آلوده نیست
گریه کن بر کشتگان وان تیغ مردافکن بشوی ۴
نیم کشت غمزه کردی نیم خوردی در شراب
تهمت جان بهانه جوی را زین تن بشوی ۵
خسروا از دل بسی رفتی تو خاک میکده
چند لاف زهد بازی تری از دامن بشوی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹۱ - رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹۳ - جهانی به خواب خوشست و من از غم به بیداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.