این متن به زیبایی طلوع خورشید و تأثیر نور آن بر جهان میپردازد، سپس به انتقاد از برخی رفتارهای متظاهرانه در جامعه و تقابل بین تقوا و بادهنوشی اشاره میکند. همچنین، از هدر رفتن عمر در مباحث فقهی و عدم عمل به اصول اخلاقی توسط برخی فقیهان انتقاد میشود. در نهایت، شاعر از عشق و ارتباط با معشوق و بیتأثیر بودن پندهای واعظان سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم انتقادی نسبت به برخی نهادهای اجتماعی و مذهبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح و تحلیل داشته باشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند بادهنوشی و تقابل بین تقوا و آزادی ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۱۲۰۹ - چو مهر می کند از مشرق پیاله طلوع
شود منور از انوار او جهان مجموع ۱
جهان پیر چو روشن شد از فروغ قدح
چه باک، اگر نکند آفتاب چرخ طلوع؟ ۲
جماعتی که به تقوی و شرع می کوشند
چرا به باده پرستی نمی کنند شروع؟ ۳
کتاب فقه ندانند در مدارس ما
دریغ عمر که شد صرف در اصول و فروع ۴
فقیه شرع که ما را به می کند تکفیر
به عمر خویش نکرده ست سجده ای به خضوع ۵
چو نامه ای بنویسم به سوی دلبر خویش
فمنه امن قلبی علی کتاب دموع ۶
مگوی پند به خسرو ازو گذر، واعظ
که بند خلق بود نزد مست نامسموع ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.