خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از عشق و رهایی از خود و جهان سخن میگوید. او از عشق به عنوان نجاتدهنده یاد میکند و از جام شراب به عنوان وسیلهای برای فراموشی خود و گذران عمر استفاده میکند. همچنین، او از مردم و فقیهان دوری میجوید و تنها به عشق و وصال یار میاندیشد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است و از استعارههایی مانند شراب و خرابات استفاده شده که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، موضوعات خودفراموشی و دوری از جامعه نیاز به درک و بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۰۸ - تا شد ز مطلع غیب خورشید حسن طالع
تا شد ز مطلع غیب خورشید حسن طالع
عشاق بینوا را مسعود گشت طالع ۱
ما از جهان ملولیم از خویش و غیر فارغ
گشته به نیم جرعه در کنج دیر قانع ۲
ساقی، بیار جامی کز خود رهم زمانی
مگذار تا گذارم بی باده عمر ضایع ۳
جز جام تو ننوشند عشاق در خرابات
جز نام تو نگویند زهاد در صوامع ۴
چون قیل و قال هر کس با مست در نگیرد
در حق ما نباشد پند فقیه نافع ۵
حال درون پر خون از خلق چون بپوشم
چون کرد پیش مردم اشکم بیان واقع ۶
بگذر ز خویش خسرو، گر وصل یار جویی
زان رو که نیست جز تو در راه وصل مانع ۷
عشاق بینوا را مسعود گشت طالع ۱
ما از جهان ملولیم از خویش و غیر فارغ
گشته به نیم جرعه در کنج دیر قانع ۲
ساقی، بیار جامی کز خود رهم زمانی
مگذار تا گذارم بی باده عمر ضایع ۳
جز جام تو ننوشند عشاق در خرابات
جز نام تو نگویند زهاد در صوامع ۴
چون قیل و قال هر کس با مست در نگیرد
در حق ما نباشد پند فقیه نافع ۵
حال درون پر خون از خلق چون بپوشم
چون کرد پیش مردم اشکم بیان واقع ۶
بگذر ز خویش خسرو، گر وصل یار جویی
زان رو که نیست جز تو در راه وصل مانع ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰۷ - چون سبزه بر دمید ز گلزار یار خط
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰۹ - چو مهر می کند از مشرق پیاله طلوع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.