خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق و ارتباط آن با عشق الهی است. شاعر از فراق و وصال سخن میگوید و از درد عشق و بیقراری مینالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند شهیدان عشق، صبر و انتظار، و لذتهای معنوی دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارات به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۹۰۱ - مرا به صبح ازل جز رخت دلیل نبود
مرا به صبح ازل جز رخت دلیل نبود
به گاه آمدنم جز به تو سبیل نبود ۱
چنان به زور وداعش ز دیده سیل آمد
که همرهان مرا همره رحیل نبود ۲
گمان مبر که شود گل به سعی کس آتش
که از جلیل بدان لطف، از خلیل نبود ۳
به قتلگاه شهیدان عشق بگذشتم
یکی به غمزه ترکان چو من قتیل نبود ۴
بسی به مژده وصل تو دیده سیم فشاند
ولیک روز وصالش به جز قلیل نبود ۵
مگر ز شرم لب لعل یار شد بی آب
وگرنه مردم چشمم چنین بخیل نبود ۶
به تشنگان صداع خمار برگویید
که دوش باده ما کم ز سلسبیل نبود ۷
حدیث لذت خرما ز ما مپرس که هیچ
بغیر خار نصیبم از آن نخیل نبود ۸
مدام خسرو از آن جام می نهد در پیش
که هیچ آینه جز جام می صقیل نبود ۹
به گاه آمدنم جز به تو سبیل نبود ۱
چنان به زور وداعش ز دیده سیل آمد
که همرهان مرا همره رحیل نبود ۲
گمان مبر که شود گل به سعی کس آتش
که از جلیل بدان لطف، از خلیل نبود ۳
به قتلگاه شهیدان عشق بگذشتم
یکی به غمزه ترکان چو من قتیل نبود ۴
بسی به مژده وصل تو دیده سیم فشاند
ولیک روز وصالش به جز قلیل نبود ۵
مگر ز شرم لب لعل یار شد بی آب
وگرنه مردم چشمم چنین بخیل نبود ۶
به تشنگان صداع خمار برگویید
که دوش باده ما کم ز سلسبیل نبود ۷
حدیث لذت خرما ز ما مپرس که هیچ
بغیر خار نصیبم از آن نخیل نبود ۸
مدام خسرو از آن جام می نهد در پیش
که هیچ آینه جز جام می صقیل نبود ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۰ - ز گشت مست رسید و به هوش خویش نبود
گوهر بعدی:شماره ۹۰۲ - نماز شام که آن مه مرا جمال نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.