خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زلف سیاه و رخسار ماهگونه معشوق، طولانی شدن شبها به دلیل خیال او، و تأثیرات عشق بر خود سخن میگوید. همچنین، به تسلیم در برابر معشوق و پذیرش هر آنچه او میکند اشاره دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۱۵ - آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند
آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند
زلف تو با شب و رخسار تو با ماه کند ۱
از خیالت شب عاشق به درازی بگذشت
رفتن و آمدن از زلف تو کوتاه کند ۲
خیز و بخرام که از بهر خرامیدن تست
شانه کو بر سر خوبان جهان راه کند ۳
نازنینا، ز پی سایه تست از خورشید
گل که او خیمه زند، ماه که خرگاه کند ۴
دیده در چاه زنخدان تو افتاد مرا
با که گویم که ازین واقعه آگاه کند؟ ۵
ناله من که یکی بود و دو شد از زنخت
همچو آواز که مردم به سر چاه کند ۶
آتشی در دل خسرو زدی و آه نکرد
کاتشی دیگر برخیزد، اگر آه کند ۷
خسروا، گر ستم از دوست رسد، باکی نیست
چاره تسلیم بود هر چه که آن شاه کند ۸
زلف تو با شب و رخسار تو با ماه کند ۱
از خیالت شب عاشق به درازی بگذشت
رفتن و آمدن از زلف تو کوتاه کند ۲
خیز و بخرام که از بهر خرامیدن تست
شانه کو بر سر خوبان جهان راه کند ۳
نازنینا، ز پی سایه تست از خورشید
گل که او خیمه زند، ماه که خرگاه کند ۴
دیده در چاه زنخدان تو افتاد مرا
با که گویم که ازین واقعه آگاه کند؟ ۵
ناله من که یکی بود و دو شد از زنخت
همچو آواز که مردم به سر چاه کند ۶
آتشی در دل خسرو زدی و آه نکرد
کاتشی دیگر برخیزد، اگر آه کند ۷
خسروا، گر ستم از دوست رسد، باکی نیست
چاره تسلیم بود هر چه که آن شاه کند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۴ - ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد
گوهر بعدی:شماره ۷۱۶ - هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.