خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از عشق، دلبستگی، رنجهای عشقی و ناامیدیهای ناشی از آن سخن میگوید. او از زیبایی معشوق، دلسوختگی خود و ناتوانی در برابر جفاهای معشوق مینالد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند دلسوختگی و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۱۶ - هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند
هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کند
بر دل زیرک و بر جان خردمند کند ۱
زلف ازان می برد آن شوخ که شبهای غمم
گر شود کوته، از آنجا همه پیوند کند ۲
آن خیال است که آیینه نماید چو تویی
آینه ماه شما را به که مانند کند؟ ۳
نیم شب ز آتش دل روز کنم در تو، ولی
دل چه داند که چنین روز شبی چند کند؟ ۴
گیسوی پر گرهت رشته بت را ماند
که دل گرم من سوخته را بند کند ۵
چون وفا نیست ترا، خسرو مسکین چه کند؟
دل ضرورت به جفاهای تو خرسند کند ۶
بر دل زیرک و بر جان خردمند کند ۱
زلف ازان می برد آن شوخ که شبهای غمم
گر شود کوته، از آنجا همه پیوند کند ۲
آن خیال است که آیینه نماید چو تویی
آینه ماه شما را به که مانند کند؟ ۳
نیم شب ز آتش دل روز کنم در تو، ولی
دل چه داند که چنین روز شبی چند کند؟ ۴
گیسوی پر گرهت رشته بت را ماند
که دل گرم من سوخته را بند کند ۵
چون وفا نیست ترا، خسرو مسکین چه کند؟
دل ضرورت به جفاهای تو خرسند کند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۵ - آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند
گوهر بعدی:شماره ۷۱۷ - آنکه هر شب به دلم آید و جایی بکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.