خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از بادی که به سمت معشوق میوزد و آبی که از چشمانش جاری میشود سخن میگوید، و از درد فراق و اشتیاق شدید به دیدار معشوق مینالد. شاعر از بیخوابی، دیوانگی و سوختن در آتش عشق میگوید و از معشوق میخواهد که اشکهایش را بشناسد.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر، فهم آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
شماره ۷۱۴ - ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد
ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد
ناخوش آن آب کزین دیده به جویت گذرد ۱
سیل چشمم همه خون است، نکو بشناسی
هر کجا گریه عشاق به سویت گذرد ۲
جان به دنباله آن باد رود بوی کنان
کاین طرف گه گهی آلوده به بویت گذرد ۳
هر شبی بیخود و دیوانه ام از دست خیال
بسکه تا روز در اندیشه رویت گذرد ۴
عیش تلخم چو می تلخ کند هر دم مست
بسکه در لذت آن تلخی خویت گذرد ۵
می جهد شعله آه من و من می سوزم
گه نباید که بر آن روی نکویت گذرد ۶
خسرو از بیم که روزش به درت نگذارند
هر شبی آید و دزدیده به کویت گذرد ۷
ناخوش آن آب کزین دیده به جویت گذرد ۱
سیل چشمم همه خون است، نکو بشناسی
هر کجا گریه عشاق به سویت گذرد ۲
جان به دنباله آن باد رود بوی کنان
کاین طرف گه گهی آلوده به بویت گذرد ۳
هر شبی بیخود و دیوانه ام از دست خیال
بسکه تا روز در اندیشه رویت گذرد ۴
عیش تلخم چو می تلخ کند هر دم مست
بسکه در لذت آن تلخی خویت گذرد ۵
می جهد شعله آه من و من می سوزم
گه نباید که بر آن روی نکویت گذرد ۶
خسرو از بیم که روزش به درت نگذارند
هر شبی آید و دزدیده به کویت گذرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۳ - شب ز سوزی که برین جان حزین می گذرد
گوهر بعدی:شماره ۷۱۵ - آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.