خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و ناملایمات زندگی خود میگوید و امیدوار است که روزی درهای بستهی بختش گشوده شود. او از بیمهری و بیوفایی دنیا و فلک شکایت دارد و به دیگران هشدار میدهد که دل به این جهان نبندند.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، لحن غمگین و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال مناسب نباشد.
شماره ۵۰۲ - روزی مگر این بسته در ما بگشایند
روزی مگر این بسته در ما بگشایند
وز لطف من گشمده را راه نمایند ۱
گر خلق جهان حال من خسته بدانند
از عین تحیر سرانگشت بخایند ۲
عمری ست که از جور فلک با غم و دردم
زین بیش مگر درد به دردم بیفزایند ۳
تا کی در بخت من بیچاره ببندند
وقتی ست که از روی ترحم بگشایند ۴
زنهار که دل در فلک و دهر نبندی
کایشان ز جهان یکسره بی مهر و وفایند ۵
وز لطف من گشمده را راه نمایند ۱
گر خلق جهان حال من خسته بدانند
از عین تحیر سرانگشت بخایند ۲
عمری ست که از جور فلک با غم و دردم
زین بیش مگر درد به دردم بیفزایند ۳
تا کی در بخت من بیچاره ببندند
وقتی ست که از روی ترحم بگشایند ۴
زنهار که دل در فلک و دهر نبندی
کایشان ز جهان یکسره بی مهر و وفایند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۱ - عاقل ندهد عاشق دل سوخته را پند
گوهر بعدی:شماره ۵۰۳ - آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.