خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از حافظ، به موضوع عشق و دلباختگی میپردازد. شاعر از فروش دل و جان در بازار عشق سخن میگوید و به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر عاشق اشاره میکند. همچنین، از رنجهای عشق و بیوفایی یاران نیز یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۴۸۹ - صد جان به یکی دانگ به بازار فروشند
صد جان به یکی دانگ به بازار فروشند
خوبان به دل و جان ز چه رخسار فروشند؟ ۱
جان می کشدش سوی خود و دل به سوی خویش
بر دست گر این هر دو خریدار فروشند ۲
با آنکه ستانیم به صد جان مکن آخر
نی اشکنه، ای دوست، به خروار فروشند ۳
با غمزه بگو کز دگران پیشترش کش
یاران به محلی که بود یار فروشند ۴
این دل چو ز سودای تو افتاد به بازار
آنجا طلب این جیفه که مردار فروشند ۵
نایند به بازار بتان اهل سلامت
کانجا همه خوبان و دل افگار فروشند ۶
باری سخن عاشقی از بهر چه گویند؟
آنان که چو خسرو همه گفتار فروشند ۷
خوبان به دل و جان ز چه رخسار فروشند؟ ۱
جان می کشدش سوی خود و دل به سوی خویش
بر دست گر این هر دو خریدار فروشند ۲
با آنکه ستانیم به صد جان مکن آخر
نی اشکنه، ای دوست، به خروار فروشند ۳
با غمزه بگو کز دگران پیشترش کش
یاران به محلی که بود یار فروشند ۴
این دل چو ز سودای تو افتاد به بازار
آنجا طلب این جیفه که مردار فروشند ۵
نایند به بازار بتان اهل سلامت
کانجا همه خوبان و دل افگار فروشند ۶
باری سخن عاشقی از بهر چه گویند؟
آنان که چو خسرو همه گفتار فروشند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۸ - شب دلشدگان دیده بیدار نبندند
گوهر بعدی:شماره ۴۹۰ - من بنده آن روی که دیدن نگذارند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.