خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند آینه، پنبه داغ، و بخیه زخم، احساسات عمیق و دردناک خود را بیان میکند. متن به این اشاره دارد که عشق و رنجهای آن چنان عمیق هستند که حتی طبیعت و جهان نیز نمیتوانند آنها را درک یا بازتاب دهند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'پنبه داغ' و 'بخیه زخم' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۳۹۱ - دم گر چه پیش آینه عالم نمی زند
دم گر چه پیش آینه عالم نمی زند
آیینه پیش عارض او دم نمی زند ۱
از پنبه داغ ما نرود زنده در کفن
از بخیه زخم ما مژه بر هم نمی زند ۲
از ششدر جهات، مرا نقش کم رهاند
گیرد اگر کسی کم خود، کم نمی زند ۳
آیینه پیش عارض او دم نمی زند ۱
از پنبه داغ ما نرود زنده در کفن
از بخیه زخم ما مژه بر هم نمی زند ۲
از ششدر جهات، مرا نقش کم رهاند
گیرد اگر کسی کم خود، کم نمی زند ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۰ - چون لاله هر که باده حمرا نمی زند
گوهر بعدی:شماره ۳۹۲ - ماه از حجاب روی تو پروین عرق کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.