خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از تجربیات زندگی خود میگوید که هر لذتی با ملالتی همراه بوده و هر خاری که از پا کشیده به چشمش خلیده است. او زیبایی را از نگاه پاکان میداند و گل خورشید را نتیجه فیض نفس صبح میخواند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد.
شماره ۳۴۲ - گلی از عیش نچیدم که ملالی نرسید
گلی از عیش نچیدم که ملالی نرسید
خاری از پا نکشیدم که به چشمم نخلید ۱
عالم افروزی حسن از نظر پاکان است
گل خورشید ز فیض نفس صبح دمید ۲
خاری از پا نکشیدم که به چشمم نخلید ۱
عالم افروزی حسن از نظر پاکان است
گل خورشید ز فیض نفس صبح دمید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۱ - مگر از ناله بلبل دل ما بگشاید
گوهر بعدی:شماره ۳۴۳ - دو دل شوم چو به زلفش مرا نگاه افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.