این متن شعری است که از زبان شاعر به درگاه خداوند یا یکی از اولیاء الهی خطاب شده است. شاعر از رحمت و نور الهی سخن میگوید و از عروج روح و سفر معنوی به سوی معراج الهی صحبت میکند. او از نور الهی که تاریکیها را میشکافد و از رحمت بیپایان خداوند سخن میگوید. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند وفا، سخاوت و عروج روح اشاره میکند و از خواننده میخواهد تا به این ارزشها توجه کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم فلسفی و دینی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۲۵ - یا ملک المحشر، ترحم لا ترتشی
کُلُّ سَقیطٍ رَدًی تَرْحَمُهُ تَنْعَشِ ۱
تَحْبِسُ اَرْواحَنا فی صُوَرٍ صُوِّرَتْ
فی وَرَقٍ مُدْرِکٍ جَلَّ عَنِ الْمُنْقِشِ ۲
نُورُکَ شَعْشاعُهُ یَخْرُقُ حُجْبَ الدُّجیٰ
تَمْنَعُها غَیْرَةٌ عَنْ بَصَرِ الْاَعْمَشِ ۳
ضآءَ فَضاءُ الْفَلا عَنْ دَرْکِ اِدْراکِهِ
تُدْرِجُهُ رَأْقَةً فی نَظَرِ الْاَ خْفَشِ ۴
قارِبْ مِعْراجَنا، فَارْقَ اِلَی الْمُرتَقیٰ
حانَ رَحیلُ السُّریٰ فَانْأَ عَنِ الْمِفْرَشِ ۵
وَارْکَبْ خَیْلَ السَّخا، فَهْوَ حِسانُ النُّهیٰ
وَادْرُسْ لَوْحَ الْوَفا وَافْهَمْ ما یُرْقَشِ ۶
فَاسْرَقْ دُرًّا اِذا کُنْتَ اَخی سارِقًا
وَاشْرِبْ مِنْ کَأْسِنا مُعْتَجِلًا تَنْتَشی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.