خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناامیدی از عشق است. شاعر از بیخبری معشوق از دلهای آواره و جفاکاری یار شکایت میکند و از گریههای بیپایان خود میگوید. همچنین، اشارهای به فانی بودن دنیا و تأثیر عشق بر روح و روان دارد.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و جفاکاری نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۶۲۸۴ - می کند آن که علاج دل بیچاره من
می کند آن که علاج دل بیچاره من
کاش می داشت خبر از دل آواره من ۱
از تماشای دو عالم نشود سیر نگاه
هر که گردید بدآموز به نظاره من ۲
بس که سیراب شد از گریه من، می آید
کار سنگ یده از مهره گهواره من ۳
باده آتش، پر پروانه بود پرده شرم
این سخن را بچشانید به میخواره من ۴
صائب از اهل وفا پاک شد آفاق و هنوز
از جفا سیر نشد یار جفاکاره من ۵
کاش می داشت خبر از دل آواره من ۱
از تماشای دو عالم نشود سیر نگاه
هر که گردید بدآموز به نظاره من ۲
بس که سیراب شد از گریه من، می آید
کار سنگ یده از مهره گهواره من ۳
باده آتش، پر پروانه بود پرده شرم
این سخن را بچشانید به میخواره من ۴
صائب از اهل وفا پاک شد آفاق و هنوز
از جفا سیر نشد یار جفاکاره من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۸۳ - لب به نیسان نگشاید صدف دیده من
گوهر بعدی:غزل ۶۲۸۵ - غنچه از باده نگردد گل خمیازه من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.