خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جدایی سخن می‌گوید. او از درد هجران و دوری معشوق شکایت می‌کند و آرزو می‌کند که مانند لباس معشوق در آغوش او باشد. شاعر همچنین به وفاداری و زیبایی معشوق اشاره می‌کند و از این که معشوق بدون او بوده است، اظهار ناراحتی می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۶۵ - جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای؟

جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای؟
نی غَلَطَم، در دلِ ما بوده‌ای ۱

دوشْ زِ هَجْرِ تو جَفا دیده‌ام
ای کِه تو سُلطانِ وَفا بوده‌ای ۲

آه که من دوش چه سان بوده‌ام!
آه که تو دوش که را بوده‌ای! ۳

رَشک بَرَم کاش قَبا بودَمی
چون که در آغوشِ قَبا بوده‌ای ۴

زَهره ندارم که بگویم تو را
«بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟!» ۵

یارِ سَبُک روح، به وَقتِ گُریز
تیزتَر از بادِ صَبا بوده‌ای ۶

بی‌تو مرا رنج و بَلا بَند کرد
باش که تو بَندِ بَلا بوده‌ای ۷

رنگِ رُخِ خوبِ تو آخِر گُواست
در حَرَمِ لُطفِ خدا بوده‌ای ۸

رنگْ تو داری، که زِ رنگِ جَهان
پاکی و هم رنگِ بَقا بوده‌ای ۹

آینه‌ای، رنگِ تو عکسِ کسی‌ست
تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای ۱۰
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۰ ۹۴۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۶۴ - مست و خوشی، باده کجا خورده‌یی؟
گوهر بعدی:غزل ۳۱۶۶ - ای دل سرمست، کجا می‌پری؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.