خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، مستی، و زیباییهای طبیعت سخن میگوید. او از عشق به معشوق و تأثیرات آن بر دل و جان خود میگوید و از قدرت و جذابیت معشوق در زنده کردن دلهای مرده و آزاد کردن روحها سخن میراند. شاعر همچنین از تأثیرات مخرب عشق و مستی بر عقل و ادب نیز یاد میکند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مستی و تأثیرات آن وجود دارد که ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۳۱۶۴ - مست و خوشی، باده کجا خوردهیی؟
مَست و خوشی، باده کجا خوردهیی؟
این مَهِ نو چیست که آوَرْدهیی؟ ۱
ساغَرِ شاهانه گرفتی به کَف
گُلْشِکَرِ نادره پَروَردهیی ۲
پَردهٔ ناموسِ کِه خواهی دَرید؟
کافَتِ عقل و اَدَب و پَردهیی ۳
میشِکُفد از نَظَرَت باغِ دل
ای کِه بهارِ دلِ اَفْسُردهیی ۴
آتش در مُلْکِ سُلَیمان زدی
ای که تو موری بِنَیازُردهیی ۵
در سَفَر ای شاهِ سَبُک روحِ من
زیرِ قَدَم چَشم و دل اِسْپَردهیی ۶
دارد خوبیّ و کَشی بیشُمار
رویِ کَسی کِشْ به کَس اِشْمُردهیی ۷
بَنده کُنِ هر دلِ آزادهیی
زنده کُنِ هر بَدَنِ مُردهیی ۸
میکُندَت لابه و دَریوزه جان
جانْ بِبَر آن جا که دِلَم بُردهیی ۹
جانِ دو صد قَرنْ در انگشتِ توست
چونْت بگویم؟ که تو دَهْ مَردهیی ۱۰
بَسْ کُن تا مُطرب و ساقی شود
آن کِه میْ از باغِ وِیْ اَفْشُردهیی ۱۱
این مَهِ نو چیست که آوَرْدهیی؟ ۱
ساغَرِ شاهانه گرفتی به کَف
گُلْشِکَرِ نادره پَروَردهیی ۲
پَردهٔ ناموسِ کِه خواهی دَرید؟
کافَتِ عقل و اَدَب و پَردهیی ۳
میشِکُفد از نَظَرَت باغِ دل
ای کِه بهارِ دلِ اَفْسُردهیی ۴
آتش در مُلْکِ سُلَیمان زدی
ای که تو موری بِنَیازُردهیی ۵
در سَفَر ای شاهِ سَبُک روحِ من
زیرِ قَدَم چَشم و دل اِسْپَردهیی ۶
دارد خوبیّ و کَشی بیشُمار
رویِ کَسی کِشْ به کَس اِشْمُردهیی ۷
بَنده کُنِ هر دلِ آزادهیی
زنده کُنِ هر بَدَنِ مُردهیی ۸
میکُندَت لابه و دَریوزه جان
جانْ بِبَر آن جا که دِلَم بُردهیی ۹
جانِ دو صد قَرنْ در انگشتِ توست
چونْت بگویم؟ که تو دَهْ مَردهیی ۱۰
بَسْ کُن تا مُطرب و ساقی شود
آن کِه میْ از باغِ وِیْ اَفْشُردهیی ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۶۳ - عشق در کفر کرد اظهاری
گوهر بعدی:غزل ۳۱۶۵ - جان و جهان! دوش کجا بودهای؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.