خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناپایداری دنیا، بیاعتباری عشقهای زودگذر و دوری از تظاهر سخن میگوید. او تأکید دارد که به دنبال عشقی پایدار است و از رفتارهای سطحی و تظاهرآمیز دوری میکند. همچنین، از ناپایداری ایام و بیوفایی دنیا شکایت دارد و ترجیح میدهد سکوت پیشه کند تا اینکه حرفی بزند که بعداً پشیمان شود.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از ابیات به شکلی نمادین از عشق و رنج سخن میگویند که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۵۶۴۷ - من نه آنم که چو گلچین در گلزار زنم
من نه آنم که چو گلچین در گلزار زنم
دست در دامن معشوق خس و خار زنم ۱
مدت آمدن و رفتن ایام بهار
آنقدر نیست که گل بر سر دستار زنم ۲
من که آزار به ارباب هوس نپسندم
گل چرا بر قفس مرغ گرفتار زنم؟ ۳
هدف چشم بد و نیک شدن دشوارست
به از آن نیست که آیینه به زنگار زنم ۴
دل تسبیح ز بی قیدی من سوراخ است
دست چون در کمر رشته زنار زنم؟ ۵
بی توقف به ته خاک رود چون قارون
من به این درد اگر تکیه به کهسار زنم ۶
به خموشی بگذارید دل زار مرا
خون علم گردد اگر زخمه برا ین تار زنم ۷
می روم صائب ازین عالم افسرده برون
نان خود چند چو خورشید به دیوار زنم؟ ۸
دست در دامن معشوق خس و خار زنم ۱
مدت آمدن و رفتن ایام بهار
آنقدر نیست که گل بر سر دستار زنم ۲
من که آزار به ارباب هوس نپسندم
گل چرا بر قفس مرغ گرفتار زنم؟ ۳
هدف چشم بد و نیک شدن دشوارست
به از آن نیست که آیینه به زنگار زنم ۴
دل تسبیح ز بی قیدی من سوراخ است
دست چون در کمر رشته زنار زنم؟ ۵
بی توقف به ته خاک رود چون قارون
من به این درد اگر تکیه به کهسار زنم ۶
به خموشی بگذارید دل زار مرا
خون علم گردد اگر زخمه برا ین تار زنم ۷
می روم صائب ازین عالم افسرده برون
نان خود چند چو خورشید به دیوار زنم؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۴۶ - هردم از شوق عدم ناله و فریاد زنم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۴۸ - چه شکایت ز تو ای خانه برانداز کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.